ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

 
   
 
 
قیام امام حسین (ع)؛ مبانی و بنیادهای نظری

مطالعه و بررسی تاریخی واقعه کربلا و قیام امام حسین (ع) اگر چهریشه ها و ماهیت این نهضت را نمایان می سازد، اما وقوف بر تمام ابعاد و نیز اهدافقیام امام حسین (ع) نیازمند واکاوی بنیاد های نظری و اعتقادی این حماسه عظیم تاریخیاست. بنابراین ضرورت دارد اهداف و مبانی تئوریک قیام امام حسین (ع) مورد مداقه قرارگرفته تا علل، انگیزه ها و از همه مهم تر اهداف قیام امام تبیین شود.
در مورد اهداف قیام امام حسین (ع) قلم فرسایی های بسیاری شده،از دیرباز تا کنون مورخان، پژوهشگران و صاحب نظران با الهام و استناد به سخنان امامحسین (ع) عمده ترین هدف قیام امام را امر به معروف و نهی از منکر عنوان کرده اند واذعان داشته اند که امام برای اعادة حق و احیای دین جدش رسول خدا (ص) علیه دستگاهاموی به پا خاسته و در این راه تمام هستی خود را نهاده است.
واقعیت این است که امر به معروف و نهی از منکر و تلاش برایاحیای حق و دفع باطل اهداف انکار ناپذیر قیام امام حسین (ع) بوده و این مفاهیم،مفاهیمی راهگشا و کلیدی در فهم علل قیام امام به شمار می روند. اما برای درک بهترعلل، اهداف و انگیزه های قیام امام حسین (ع)
می بایست به واکاوی این مفاهیم پرداخت تا در مورد قیام امامحسین (ع) از سطح مفاهیم کلی به سوی رهیافت های عینی و ملموس رهنمون شد. اگر در موردمهم ترین هدف قیام امام حسین (ع) یعنی امر به معروف و نهی از منکر به کلیت اینمفاهیم بسنده کنیم در تحلیل قیام امام ناتوان شده و از ارائه تفسیر و تحلیلی صحیحاز قیام باز خواهیم ماند.
با نگاهی به جامعه اسلامی زمان امام حسین (ع)
در دوران حکومت یزید به این نتیجه می رسیم که مردم به ظواهر دینپایبند بوده وواجبات و مستحبات دین را اکثریت آنان انجام می دادند. هر چند عصر امویدر تاریخ اسلام عصر کم رنگ شدن تقیدات دینی و اعتقادی مردم بود اما تقریبا اکثرقریب به اتفاق مسلمانان فرایض دینی از قبیل نماز، روزه، حج، زکات و ... را ادا مینمودند. حتی عنصری چون یزید که در حلقه خواص و نزدیکان خود به انکار آسمانی بودندین اسلام می پرداخت اما در ظاهر به انجام فرایض و اقامه نماز با مسلمانان تظاهر میکرد. از این جهت شاید معروف بدان معنا که در شریعت اسلام ذکر شده وجود نداشت کهامام در صدد امر به آن برآید. یا اینکه از نظر دستورات اسلامی منکری به آن معنا کهدر اسلام توصیه به نهی از آن شده باشد در سطح جامعه انجام نمی گرفت.
شاید برخی بر این باور باشند که اعمال و رفتار یزید و فسق وفجور وی که اینک ردای خلافت را بر تن کرده و ادعای جانشینی پیامبر را می نمود


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
   
 
 
نذری های سنتی و مدرن روز عاشورا

روزهای عاشورا و تاسوعا در کم تر خانه ای پخت و پز می شود زیرامردم ترجیح می دهند در این روزها از غذاهای متبرک نذری بخورند.
در تمام شهرها و روستاهای کشور این روزها پخت غذای نذری به یکیاز سنت های ویژهء ایام عزاداری تبدیل شده است و مردم پختن غذای نذری و خوردن آن رایکی از مراسم واجب این ایام می دانند.
در بیش تر کوچه و خیابان های شهر تهران هم غذای نذری بین مردمپخش می شود.
خورشت قیمه، یکی از رایج ترین غذاهای نذری شهر تهران است. مردمدور تکیه ها و یا خانه هایی که نذری می دهند، جمع می شوند تا ظرفی غذا بگیرند.
زنی که کنار خیابان ایستاده و ظرف یکبار مصرف غذا در دستشاست،می گوید: «روز عاشورا هیچ کس گرسنه نمی ماند چرا که غذای نذری زیاد است. بسیاریاز مردم معتقدند امام حسین(ع) خود ناهار عزادارانش را فراهم می کند
در شهر تهران انواع غذاها در محلات مختلف پخته می شود. درخیابان طرشت، ظهر عاشورا خورشت فسنجان بین عزاداران توزیع می شود. بسیاری از مردمبرای چشیدن طعم فسنجانی که سال هاست در این روز پخش می شود، راهی طرشت می شوند. دریکی از پیتزافروشی های شمال شهر تهران نیز نذری پیتزا پخش می شود روز عاشورا ازنخستین ساعت های صبح پخش غذای نذری آغاز می شود، حلیم، شیربرنج، شله زرد، آش رشته وشله قلمکار، صبحانهء روز عزاداری است. بسیاری از مردم در این روزها خیرات نثاررفتگانشان می کنند. حلوا، خرما، شربت، کیک و انواع نوشیدنی های گرم مثل شیرنسکافهیا قهوه نذری هایی است که در بیش تر محلات به مردم عزادار تعارف می شود.
محلات قدیمی و سنتی شهر تهران این روزها شلوغ تر از بقیهء محلههاست.
بازار تهران با دسته های عزاداری بلند و پرشورش، معروف است. درکوچه های بازار، قدم به قدم به مردم شیر، شیرکاکائو و چای تعارف می شود. هر ساللقمه های نان و پنیر، سبزی یا نان و پنیر و خرما بین عزاداران پخش می شود. یکی ازساکنان محلهء سنگلج می گوید: «ظهر عاشورا در بازار آبگوشت نذری می دهند شاید این جاتنها جایی در تهران باشد که این غذا را می دهند
نارمک هم به عنوان یکی از محلات قدیمی تهران عزاداری پرشوریدارد، در هر کوچه و میدانی چادرهای عزاداری برپاست. هر هیاتی برای زنجیرزنان و سینهزنان غذایی تهیه می کند.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
اربعین گرفتن ، راه نورانیّت باطن

معنای چله گیری این نیست که انسان از زندگی و دنیا وخلق خدا واز خدمت به مردم و از درس و بحث فاصله بگیرد بلکه درسش را می خواند ، بحثش را میکند ، در خدمت مردم است ، تلاش می کند، کوشش می کند؛ اگر نیروی رزمی است ، رزمی ؛نیروی بزمی است ، بزمی . در متن مردم است ، در متن جامعه است ؛ از دنیا فاصله میگیرد، نه از خلق خدا ؛ این اربعین گیری است . و وجود مبارک موسای کلیم اربعین گیریاش از اوّل ذی قعده تا دهم ذی حجّه شروع شد .
ضرورت پرهیز از پر خوری و شکمبارگی برای نیل به مقامات علمی ومعنوی
چهل شبانه روز که انسان مواظب غذایش باشد ؛ جز حلال نخورد، پرخوری نکند ؛ چون می دانید ۲ بار غذا خوردن کاملاً مزاج را تأمین می کند. حالا برفرض ۳ بار هم خواست غذا بخورد ، پر خوری بد است . این از بیانات نورانی حضرت امیر(ع) هست که پر خوری با مصمّم شدن و اهل عزم بودن و زیرک و خرد ورز بودن جمع نمیشود! لن تجتم ع الف طنه و الب طنه (۱). بطانت و پر خوری و بطین بودن با فط ن وخردمند بودن جمع نمی شود . به اندازه معتدل غذا می خورد، به اندازه معتدل می خوابد؛ منتها مواظب چشم و گوش خودش هست، مواظب خاطرات خودش هست.
لزوم فرا گیری سکوت و مراقبت در گفتار و نوشتار برای راهیابیبه مراتب والا
بیان نورانی امام صادق (ع) وقتی به ابن نعمان سفارش می کند ، میفرماید:آیا شما دلتان می خواهد مثل بزرگان گذشته باشید ؟ بالأخره آنها راهی را طیکردند . شما فقط درس می خوانید ، تلاش و کوشش می کنید که راه نوشتن و گفتن را یادبگیرید . آنها ۱۰ سال دوره می دیدند که راه خاموش بودن را یاد بگیرند که چگونه جلویقلمشان را بگیرند ، چگونه جلوی زبانشان را بگیرند ، چه جور مهار کنند ، پر حرفینکنند ، بد حرفی نکنند ، به جا حرف بزنند ، بی جا حرف نزنند . فرمود : کانوایتعلّمون الصّمت عشره س نین (۲).


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
   
 
 
خرد یا خردورزی کدامیک ارزشمند است؟

                       بررسی جایگاه عقل و عمل از منظر امام کاظم(ع) به مناسبت هفتم صفر

عقل در آموزه های اسلامی از چنان جایگاه، نقش و اهمیتی برخورداراست که به عنوان مهم ترین ابزار در اصول و فروع دین مورد توجه قرار گرفته است؛ چراکه اگر عقل در آدمی نباشد، دین و حیایی نیز نخواهد بود، چنان که روایات معتبر بهصراحت بر این معنا و مفهوم تاکید دارند. شرافت و کرامت ذاتی انسان به وجود عقل کاملدر اوست که در دیگر آفریده های الهی در این سطح وجود ندارد؛ چنان که شرافت ابدیانسان و قرار گرفتن در مقام خلافت الهی، به فعلیت یابی و کمال عقل بستگی دارد؛ ازاین رو در آموزه های قرآنی بر خردورزی به معنای فعلیت بخشی به عقل تاکید شده بطوریکه تنها شرافتی که برای آدمی در آموزه های قرآنی مورد توجه و تاکید است، خردورزیاست؛ چرا که عدم برخورداری از این توان و استعداد ذاتی به معنای سقوط به مرتبه پستترین آفریده هاست. این جاست که ارتباط میان عقل و عمل به خوبی خود را نشان می دهد.
امام موسی کاظم(ع) همانند دیگر امامان معصوم(ع) بر آن بود تاارزش و جایگاه واقعی عقل را در نظر اسلام و وحی تبیین و روشن نماید؛ از این روتاکید خاص بر عقل و خردورزی به معنای کاربردی کردن عقل در مقام عمل داشته است.
نویسنده در این مطلب با مراجعه به برخی از آموزه های وحیانیبیان شده از سوی آن بزرگوار(ع)، بر آن است تا نقش عقل در مقام عمل را از نگاه وتحلیل ایشان بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
عقل، حجت باطنی الهی
خداوند هنگامی که انسان را آفرید، از روح خویش در او دمید تاهمه صفات و اسمای کمالی در انسان سرشته شود و ظرفیتی برای متاله (خدایی شدن) فراهمآید. این گونه است که افزون بر صفات عمومی که در دیگر آفریده ها قرار داده شده بود،علم و عقل نیز در اوج آن به آدمی داده شد. اگر شرافت انسان به روح الهی دمیده شدهدر ذات اوست، کرامت انسانی به علم و عقل او می باشد. به این معنا که سطح عالی آگاهیو دانش او و زمینه بهره مندی از آن از راه به کارگیری عقل و خرد موجب شده تا انساندر چنان جایگاهی قرار گیرد که همگان مسخر او شوند و به اراده و عشق حبی، خود را تحتسلطه ربوبیت او قرار دهند تا انسان در مقام مظهریت و خلافت ربوبی هر یک را به کمالشایسته و بایسته اش برساند.
بدین ترتیب علم و عقل با هم گره خورد تا انسان بتواند حقایقهستی را بشناسد و فهم و درک درستی نسبت به آن پیدا کند تا با باروری آن چه به ناماستعداد یا همان اسمای سرشته در ذات، شناخته می شود، متاله و خدایی شود. این تلاش وکوشش برای شدن و مظهریت یافتن، همان خردورزی است که ارتباط عقل با عمل را نیز تبیینو روشن می سازد.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
قیام حسینی ، قیام علیه بدعت ها!

بسیاری معتقدند قیام حسین بن علی علیه السلام قیام علیه بدعت ها بوده است و سومین امام شیعیان در حقیقت یک مصلح بزرگ اجتماعی است که برای بازگرداندن اصول بر مدار حقیقیشان قیام کرده و در این راه تا آخرین قطره خون ایستادگی کرده است.
اساسا یکی ازآفات و آسیبهای مهمی که جریانهای فکری و فرهنگی بویژه ادیان و شریعت های الهی را در طول تاریخ با مشکلات روبه رو ساخته بدعت و جریانهای بدعت گذاربوده است با این حال بی شک بدعت های بنی امیه یکی از بزرگترین بدعت گذاری ها در اسلام محسوب می شود که در صورت عدم قیام امام حسین (ع) یقینا تنها با گذشت یک سده از فوت پیامبر اسلام (ص) دیگر نامی از دین باقی نمی ماند و اعراب به همان جاهلیت پیشین باز می گشتند.البته امویان به خاطر طینت نژاد پرستانه و منش اشرافی و طاغوتی خود ازابتدا با دعوت اسلامی به مخالفت و دشمنی برخاستند و تاآنجا که قدرت داشتند بااسلام مبارزه کردند.
آن گاه که مطمئن شدند دیگر مبارزه با اسلام بی فایده است به ظاهراسلام اختیار نمودند تا در لوای آن خود را حفظ کرده به منافع سودجویانه خود دست یابند. بارحلت پیامبراسلام در اثر تحولاتی که در جامعه اسلامی پدید آمد بنی امیه از غفلت خلفای اسلامی و جهالت مردم سوء استفاده کرده بر جامعه اسلامی مسلط شدند و با استفاده از امکانات وسیع جامعه نو پا و پیروزاسلامی اصول وارزشهای نبوی و مکتب علوی را هدف قرار داده در صدد محو آن بر آمدند .
در دوران خلافت بیست ساله معاویـه بن ابی سفیان ، مهمترین علل زمینه ساز واقعه کربلا تحقق یافت ، بدعت هایی که در دین پدید آمد زمینه انتقام امویان را از اسلام فراهم ساخت ودراثر جنایات و مفاسد زمامداران اموی و عمال ستمگر آنان ریشه های فساد به تدریج بارور شد تا بالاخره در حادثه کربلا میوه تلخ و زهر آگین خود را در کام جهان اسلام فرو ریخت .
رئوس مهمترین بدعت هایی که معاویه و پس از آن یزید در دین بر جای گذاشت شاید تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت استبدادی و موروثی ، سپردن پست های حساس به افراد نالایق ،ترویج فرهنگ جبر و سکوت وتسلیم، تجدید عصبیت های جاهلی و تفاخر قبیله ای و نژادی ، اسلام زدایی و تحریف معارف دین و... بود



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
نتایج نهضت نورآگین عاشورا

شهادت مظلومانه سید الشهداء (ع) و یارانش در کربلا، تأثیر بیدارگر و حرکت آفرینی داشت و خونی تازه در رگهای جامعه اسلامی دواند و جو نامطلوب را شکست و امتدادهای آن حماسه، در طول تاریخ، جاودانه ماند. حتی در همان سفر اسارت اهل بیت نیز تأثیرات سیاسی این حادثه در اندیشه های مردم آشکار شد. گروهی از اسرا را که به شام می بردند، چون به تکریت رسیدند، مسیحیان آنجا در کلیساها جمع شدند و به نشان اندوه بر کشته شدن حسین (ع)، ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند. به شهر «لینا» نیز رسیدند، مردم آنجا همگی گرد آمدند و بر حسین و دودمانش سلام و درود فرستادند و امویان را لعن کردند و سربازان را از آنجا بیرون کردند. چون خبر یافتند که مردم «جهینه» هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند، وارد آن شهر نشدند. به قلعه «کفر طاب» رفتند، به آنجا نیز راهشان ندادند. به «حمس» که وارد شدند، مردم تظاهرات کردند و شعار دادند؛ «اکفرا بعد ایمان و ضلالا بعد هدی؟» و با آنان درگیر شدند و تعدادی را کشتند. (۱) برخی از تأثیرات حماسه عاشورا از این قرار است؛
۱) قطع نفوذ دینی بنی امیه بر افکار مردم
۲) احساس گناه و شرمساری در جامعه به خاطر یاری نکردن حق و کوتاهی در ادای تکلیف
۳) فرو ریختن ترسها و رعبها از اقدام و قیام بر ضد ستم
۴) رسوایی یزیدیان و حزب حاکم اموی
۵) بیداری روح مبارزه در مردم
۶) تقویت و رشد انگیزه های مبارزاتی انقلابیون
۷) پدید آمدن مکتب جدید اخلاقی و انسانی (ارزشهای نوین عاشورایی و حسینی)
۸) پدید آمدن انقلابهای متعدد با الهام از حماسه کربلا
۹) الهام بخشی عاشورا به همه نهضتهای رهایی بخش و حرکتهای انقلابی تاریخ
۱۰) تبدیل شدن «کربلا» به دانشگاه عشق و ایمان و جهاد و شهادت برای نسلهای انقلابی شیعه
۱۱) به وجود آمدن پایگاه نیرومند و عمیق و گسترده تبلیغی و سازندگی در طول تاریخ بر محور شخصیت و شهادت سید الشهداء (ع).
از نهضتهای شیعی پس از عاشورا می توان «انقلاب توابین»، «انقلاب مدینه»، «قیام مختار»، «قیام زید»، و حرکتهای دیگر را نام برد. تأثیر حماسه عاشورا را در انقلابهای بزرگی که در طول تاریخ بر ضد ستم انجام گرفته، چه در عراق و ایران و چه در کشورهای دیگر، نباید از یاد برد. «فرهنگ شهادت» و انگیزه جهاد و جانبازی که در انقلاب اسلامی ایران و هشت سال دفاع مقدس در جبهه ها جلوه گر بود، گوشه ای از این تأثیر پذیری است. شعار«نهضت ما حسینیه، رهبر ما خمینیه» که در مبارزات ملت مسلمان ایران بر ضد طاغوت طنین افکن بود و نیز شور حسینی جبهه



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

قیام حسینی ، قیام علیه بدعت ها!  
 
     
 
 
قیام حسینی ، قیام علیه بدعت ها!

بسیاری معتقدند قیام حسین بن علی علیه السلام قیام علیه بدعت ها بوده است و سومین امام شیعیان در حقیقت یک مصلح بزرگ اجتماعی است که برای بازگرداندن اصول بر مدار حقیقیشان قیام کرده و در این راه تا آخرین قطره خون ایستادگی کرده است.
اساسا یکی ازآفات و آسیبهای مهمی که جریانهای فکری و فرهنگی بویژه ادیان و شریعت های الهی را در طول تاریخ با مشکلات روبه رو ساخته بدعت و جریانهای بدعت گذاربوده است با این حال بی شک بدعت های بنی امیه یکی از بزرگترین بدعت گذاری ها در اسلام محسوب می شود که در صورت عدم قیام امام حسین (ع) یقینا تنها با گذشت یک سده از فوت پیامبر اسلام (ص) دیگر نامی از دین باقی نمی ماند و اعراب به همان جاهلیت پیشین باز می گشتند.البته امویان به خاطر طینت نژاد پرستانه و منش اشرافی و طاغوتی خود ازابتدا با دعوت اسلامی به مخالفت و دشمنی برخاستند و تاآنجا که قدرت داشتند بااسلام مبارزه کردند.
آن گاه که مطمئن شدند دیگر مبارزه با اسلام بی فایده است به ظاهراسلام اختیار نمودند تا در لوای آن خود را حفظ کرده به منافع سودجویانه خود دست یابند. بارحلت پیامبراسلام در اثر تحولاتی که در جامعه اسلامی پدید آمد بنی امیه از غفلت خلفای اسلامی و جهالت مردم سوء استفاده کرده بر جامعه اسلامی مسلط شدند و با استفاده از امکانات وسیع جامعه نو پا و پیروزاسلامی اصول وارزشهای نبوی و مکتب علوی را هدف قرار داده در صدد محو آن بر آمدند .
در دوران خلافت بیست ساله معاویـه بن ابی سفیان ، مهمترین علل زمینه ساز واقعه کربلا تحقق یافت ، بدعت هایی که در دین پدید آمد زمینه انتقام امویان را از اسلام فراهم ساخت ودراثر جنایات و مفاسد زمامداران اموی و عمال ستمگر آنان ریشه های فساد به تدریج بارور شد تا بالاخره در حادثه کربلا میوه تلخ و زهر آگین خود را در کام جهان اسلام فرو ریخت .



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

عاشورا، دهگانه حقیقت  
 
     
 
 
عاشورا، دهگانه حقیقت

عاشورا زمانه ای است که در گوشه ای از تاریخ نشست و جاودانه گشت. برخی از امور هر چند که در لحظه تاریخی اتفاق می افتد و در بند تاریخ، اسیر است، ولی خود فرا لحظه و فرا تاریخی است. از آن جمله عاشوراست که با معنای دهم است ولی از چنان کلیتی برخوردار است که همه زمانه را بلکه همه هستی را با خود همرنگ و هماهنگ ساخته است. دیگر عاشورا به معنای روز دهم از هر ماه و یا حتی روز دهم از ماه محرم سال ۶۱ هجری نیست بلکه روزی همانند آن روزهایی است که در قرآن بیان شده و گفته است که ایام الله است. ایام الله تنها به سبب انتساب آن به خداوند معنای خاصی نیافته، بلکه این انتساب نوعی فرا لحظه و فرا زمان را برای آن تثبیت می کند.
ایام الله، تجلی حق و حقیقت
اگر بخواهیم برای ایام الله معنا و مفهوم واقعی و درستی ارائه دهیم، باید آن را ظهور و تجلی حق و حقیقت بدانیم.
ایام الله روزی است که خداوند بحق، ظهور و جلوه می کند. از این رو هر تجلی او یوم خوانده می شود. بنابراین این یوم القیامه و روز رستاخیز به معنای روز تجلی یک حقیقت کامل است. همه قیامت و رستاخیز روزی از روزهای خداست. زمانی که خداوند تجلی به واحد قهار می کند نیز روزی از روزهای خداست: لمن الملک الیوم؟ لله الواحد القهار؛ امروز از آن کیست؟ و چون در آن حالت کسی جز خدای یگانه قهار نیست و همه را به حکم الموت مت؛ ای مرگ تو نیز بمیر، همگان میرا شده اند و تنها خدای قهار مانده است، خود در پاسخ خود می گوید: لله الواحد القهار یعنی از آن خدایی است



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
گریه بر سالار شهیدان؛ هنجار یا نابهنجار؟

آیا ترغیب به گریه برای امام حسین علیه السلام ترغیب به غمگینی که حالتی منفی و نابهنجار می باشد نیست؟ ترغیب به حالات نابهنجار و منفی، از جانب یک دین مدعی کمال، چه توجیهی دارد؟
در فرهنگ اسلامی و روایات معصومان علیه السلام، ترغیب فراوانی به گریه شده و برای آن، ثواب ها و پاداش های زیادی بیان شده است.۱
در این باره، به دو نکتة زیر توجه کنید:
۱) هر گریه ای، نشان از غم و اندوه ندارد و گریه، اقسام متعددی دارد که باید بر اساس نوع آنها قضاوت شود.
۲) هر گریه غم گسارانه ای، منفی و نابهنجار نیست.
نخست با تکیه بر محور دوم و این که گریه بر امام حسین علیه السلام یک نوع ماتم سرایی و شکلی از حزن و غمگینی است، به پاسخ سؤال می پردازیم.
گریه کردن غیر از غم نابهنجار و غمگین بودن بیمارگونه است که شما ازآن به حالتی منفی، تعبیر می کنید. تعریف و حدود معنای ماتم و حالات غمگین همراه با آن، در زبان علمی، چندان مشخص و صریح بیان نشده است و ماتم، غم، داغ دیدگی و عزاداری، هریک به جای دیگری به کار می روند و فاقد حوزة کاربردی متمایز هستند. بااین توصیف، می توان هریک از حالات مذکور را این گونه تعریف کرد:
ماتم، نشان بالینی است که پاسخ های فیزیولوژیک، روان شناختی،رفتاری و... در برابر داغ دیدگی را مشخص می کند و ممکن است تظاهرات حاد و مزمنی پیدا کند.
داغ دیدگی، به علت فقدان ناشی از مرگ اطرافیان یا موضوع (خاص) دیگری است که نسبت به آن دل بستگی های عاطفی وجود دارد. «عزاداری» نیز جلوة اجتماعی رفتار و اعمال، پس از داغ دیدگی است و این معنا با مفهوم روان کاوانه عزاداری که به عنوان روندی درون درمانی است تفاوت دارد.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
قیام حسینی، وحدت اصالت وظیفه و نتیجه

اصلاح طلبی، گرایش معتدلانه میان حرکت "انقلابی" و "محافظهکارانه" است که در مقام نفی هر یک از دو گرایش اصالت وظیفه و اصالت نتیجه و درصددجمع میان آن دو می باشد، بدین معنا که توجه به هر یک از آنها نباید سبب غفلت ازدیگری شود و با ملاحظه نتیجه و مصالح، تکالیف از انعطاف پذیری لازم برخوردار باشند.
نویسنده با توجه به سیره نبوی و نحوه نزول تکالیف، معتقد است کهاز نگاه اسلامی، سیره اصلاحی رسول اکرم و قرآن و نیز سیره سایر معصومان جمع بیناصالت وظیفه و نتیجه است و اگر چه معصومان به مبارزه قهرآمیز و جنگ اقدام می کردند،اما اصل، چه در محتوای پیام و چه در شیوه اصلاحی آنها، به کارگیری کلام و رعایتتدریج در اقدام عملی بوده است ولی چون آنان افراد محافظه کار و بی مسئولیتی نبودند،در شرایط ضروری و دفاعی دست به شمشیر برده و از کشتن و کشته شدن نیز دوری نمیکردند.
امام حسین(ع) نیز به عنوان یک مصلح دینی به دنبال وحدت بخشی بینوظیفه و نتیجه بود که این امر با توجه به مطالب ذیل قابل اثبات است: سیره حضرت درامر به معروف و نهی از منکر که با محاسبه، تدریج و عقلانیت و قرین به آثار و نتایجصورت می گرفت؛ توجه به عنصر زمان و مکان ؛ اقدامات متفاوت و بیانات مختلف از آغازنهضت تا کربلا. نگاهی که نویسنده محترم به موضوع دارند، طبعاً نمی تواند نگاه همهکسانی باشد که به بررسی و تحلیل حرکت امام حسین(ع) و اساساً موضوع اصلاح طلبی میپردازند. با این همه نگاه ایشان می تواند مورد توجه و حتی نقد قرار گیرد.
نوشتار حاضر تحت عناوین زیر سامان یافته است:
الف) مقدمه؛
ب) اشاره ای گذرا به مصلحان و شیوه های اصلاحی در قرآن؛ ج) نسبتمیان تکلیف و نتیجه در نهضت حسینی؛
د) نتیجه گیری.
الف) مقدمه:
در آغاز سخن به عنوان مقدمه، تأملی بر بعضی مفاهیم کلیدی پژوهشو ارتباط بین آنها ضروری می نماید:


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
...و ما ادریک ما یوم الحسین

در شب ۱۷ رمضان خاتم انبیا به معراج رفت و همه معنا و اضلاعخلقت از ابتدا تا انتها بر حضرت نمایان شد.
خاتم رسل (ع) از لحظه خلقت آدم و حوا تا زمان حشر و نشرفرزندانشان را مشاهده کرد!
پیامبر در آن شب، لحظه تلخ رانده شدن آدم و حوا و هبوط و ناله وانابه جانگذار آن دو و لحظه وحشتناک فوران آب از تنور خانه پیرزن و بارش بارانترسناک و وقوع سیل جهان افکن و غرق شدن خداگریزان را در عصر نوح و لحظه دهشتناک درآتش افکندن ابراهیم توسط نمرودیان و آن غربت دلسوز ابراهیم در میان آتش و لحظهامتحان سخت ابراهیم برای به مسلخ بردن اسماعیل جوان و مثله کردن زکریا با اره توسطبنی اسرائیل و بریده شدن سر یحیی در عمیق ترین غربت دوران و شکافته شدن رود نیل وگذر بنی اسرائیل از متن آن و غرق شدن فرعونیان و صحنه های تلخ و دلسوز و مظلومیت هاو مصیبت ها از اول تا پایان عالم را دید و این دیدگان که حامل جوامع الکلم است وهمهو همه را دیده آنگاه که به حسین (ع) می رسد فریاد می زند: «لا یوم کیوم الحسینهیچ روز مانند روز حسین نمی شود. حقیقتاً این چه روزی است که آن روزها در برابرشدیده نمی شوند!؟
فقط و فقط او نیست که صاحب چنین صلاو ندایی است. علی که غریو«انی اعلم بعلوم السموات» او را همراه «سلونی قبل ان تفقدونی» همه گوش ها شنیده استاو هم در بازگشت از صفین در راه کوفه در سرزمینی غریب از اسب فرود آمد و خم شد ومشتی خاک برداشت و بویید و اشک ریخت و فرمود «لایوم کیومک یا ابا عبدالله
یوم الحسین را احدی از اولین تا آخرین ادراک و افهام نکرده است.
اما این همه بیان کننده این حقیقت است که ما درباره این روز وصاحب آن و آنچه توسط او در جریان قیامش رخ داد تأمل کنیم و به سوگ بنشینیم.
یوم الحسین (ع) هم مقتل دارد هم مطلب و همانقدر که مقتلش عمیق وجانسوز است مطلبش هم جان افروز است.
پیرو حسین همانطور که از مقتل یوم الحسین آگاه و مجذوب آن است؛باید به مطلب آن عالم و عامل باشد و مطلب آن نه آن است که برخی قلم بزنند که فلسفهقیام را از دریچه محدود خود تندیس سازی کنند؛ بلکه مطلب یوم الحسین باید مانندمقتلش که نقل مظلومیت و غربت است، روایت معصومیت و طهارت باشد تا اخلاق را صیقل وروح را پرواز دهد؛ چنان که مقتلش چنین می کند.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
پیام آور کربلا

امام علی بن الحسین(ع)، مشهور به زین العابدین و سجاد، بنا بهنقل مشهور در سال ۳۸ هجری در مدینه به دنیا آمد. در هنگام حادثه کربلا ۲۲ یا ۲۳ سالسن داشته و بنا بر نظریه بیشتر دانشمندان اسلامی از برادر شهیدش حضرت علی اکبر،کوچکتر بوده است. حیات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و علمی امام سجاد(ع) از زوایایگوناگون قابل بررسی است. یکی از ابعاد زندگی امام سجاد(ع) همراهی او در قیام کربلاو پیام رسانی آن نهضت بزرگ است. قیام بزرگ عاشورا ماندگارترین نهضت اسلامی است کهدر محرم سال ۶۱ قمری روی داده است. این نهضت دارای دو مرحله بود؛ نخست، آفرینش وشکل گیری و جهاد و جانبازی و دفاع از اسلام و... بوده که به رهبری امام حسین(ع) ازنیمه ماه رجب سال ۶۰ هجری آغاز و در دهم محرم سال ۶۱ هجری به فرجام رسید. دوم، دورهپیام رسانی و تثبیت ارزشهای نهضت و عرصه جهاد فرهنگی و تبیین آرمانهای آن قیام مقدسبود که به رهبری امام علی بن الحسین(ع) تداوم یافت.
شاهد واقعه
در زمینه حضور امام سجاد(ع) در نهضت حسینی جای تردیدی نیست. امااز صحنه های اجتماعی و سیاسی امام سجاد(ع) در برهه آغازین نهضت، آگاهیهای زیادی ازتاریخ به دست نمی آید، یعنی از نیمه رجب، نقطه آغاز نهضت کربلا تا شب دهم محرم،آخرین شب حیات امام حسین(ع) هیچ گونه گزارشی در منابع تاریخی به چشم نمی خورد؛ آنچهکه هست از این تاریخ به بعد است. صحنه گزارش شده حیات اجتماعی و سیاسی امام زینالعابدین(ع) در قیام حسینی، مربوط به شب عاشوراست. امام علی بن الحسین(ع) در آن شبکه بیمار نیز بود، شب غریبی را سپری کرد و با چشمان خویش عظمت روح حسین بن علی(ع) وشهامت و وفاداری اصحاب را دید و خود را برای روزهای واپسین آماده می ساخت. تقریباًهمه مورخان بر این باورند که امام سجاد(ع) در صحنه کربلا بیمار بود و این بیمارینیز حکمت و مصلحت الهی برای امت اسلام بوده تا در سایه آن، وجود حجت خداوند در زمینحفظ شود و امر وصایت رسول خدا(ص) تداوم یابد. به همین دلیل در میدان رزم کربلا حضورنیافت. او تنها بازمانده مرد از خاندان حسین(ع) بود که از کربلا زنده بازگشت تاپرچمدار هدایت امت باشد.
پس از واقعه
حادثه خونین کربلا، عصر روز عاشورا با شهادت امام حسین(ع) واصحابش پایان پذیرفت و بخش دوم نهضت حسینی به رهبری امام علی بن الحسین(ع) آغاز شد. مسئولیت پیام رسانی عاشورائیان بر شانه های امام ساجدان و عارفان، سنگینی می کرد. او می بایست در عصر ناامیدی از پیروزی حرکت مسلحانه به روش دیگری به بیان مسئلهرهبری و امامت، لزوم شناخت امام عادل و نشانه های امام عدل و نشانه های رهبران فاسدو ستم پیشه بپردازد و مردم غافل و به جهل واداشته را به وظایفشان در برابر رهبرعادل و همت برای اصلاح جامعه، بیدار سازد.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
از کوفه تا شام

هنگامی که اهل بیت امام حسین علیه السلام را اسیروار و بیرحمانه به کوفه آوردند، مردم کوفه همین طور به آنها نگاه می کنند.
چه اسیرداری بی رحمانه تر از این که حق گریه ندارند. روبندهایزنان از آنان گرفته شده و سر مولایشان امام حسین علیه السلام به همراه آنان دربالای نیزه در حرکت است.
تنها زنی از کوفیان وقتی متوجه می شود که این اسیران آل محمدعلیهم السلام هستند، برایشان لباس و روبند فراهم می کند. زنان و مردان کوفه به حالاسیران آل محمد گریه می کنند. حضرت علی بن الحسین علیه السلام می فرماید شما بر ماگریه می کنید پس جز کوفیان چه کسی بوده که خاندان و یاران ما را کشته است؟
حضرت زینب اشاره ای فرمود تا این که مردم ساکت شدند و شروع بهسخنرانی کردند که قسمت هایی از آن از این قرار است: «ای اهل کوفه ای اهل لاف زدن وپیمان گسستن و عقب کشیدن... آری به خدا باید گریه کنید زیرا شما را همان گریهشایسته است؛ پر بگریید و کم بخندید که چنان آلوده ننگ و گرفتار رسوایی آن هستید کههرگز نتوانید آن را شست... چگونه خون زاده نبوت و معدن رسالت از خود بزدایید که سیدجوانان اهل بهشت و ستاد نبرد و پناهگاه جمع شما بود، برای شما جایگاه آرامش و سازشبود، درد شما را درمان می کرد و از پیشامدهای بد شما را نگهداری می کرد، در ستیزهجویی با هم به او مراجعه می کردید، منطق درست شما به او تکیه داشت و او چراغ راهشما بود... وای بر شما؛ می دانید چه جگرگوشه ای از محمد صلی الله علیه وآله پارهکردید؟ و چه پیمانی از او شکستید؟ و چه خاندان گرامی از او به بازار آوردید؟ و چهپرده حرمتی از او دریدید؟ و چه خونی از او ریختید...؟
«ترجمه نفس المهموم، شیخ عباس قمی، انتشارات مسجد مقدس جمکران ص۳۵۶۳۵۵
علی بن الحسین علیه السلام نیز در سرزنش از مردم کوفه سخنرانیمی کند و می فرماید که پدرم حسین بن علی علیه السلام را بدون داشتن جرم و گناه سربریدید و من پسر کسی هستم که او را گروهی و دسته جمعی کشتید و این افتخار برایم بساست. شما خود از پدرم دعوت کردید اما عهدتان را شکستید و با او جنگیدید و حال میخواهید چگونه به رسول خدا نگاه کنید آنگاه که به شما بگوید از امتم نیستید چونعترتم را کشتید.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 18 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

ابوجعفر، امام محمدباقر (ع) پنجمین آفتابی است که بر افق امامت،جاودانه درخشید، زندگیش سراسر دانش و ارزش بود، از این رو باقر العلوم نامیده شد،یعنی شکافنده دشواری های دانش و گشاینده پیچیدگی های معرفت.
خصلت آفتاب است که هماره گام بر فرق ظلمت می نهد و در لحظه هایتاریک، بر افق زمان می روید تا ارزش های مهجور و نهان شده در سیاهی جهل و جور را،دوباره جان بخشد و آشکار سازد. او نیز در عصر حاکمیت جور و تشتت اندیشه های دینیامت اسلام، تولد یافت تا پیام آور معرفت و احیاگر اسلام ناب محمدی (ص) باشد.
ضمن تبریک سالروز تولد آن امام همام به شیفتگان حضرتش، در ذیلنگاه کوتاهی به فرازهایی از زندگی پربار حضرتش خواهیم داشت؛
ولادت
حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم (ع)، در شهر مدینه تولد یافت و براساسنظریه بیشتر مورخان و کتاب های روایی، تولد آن گرامی در سال ۵۷ هجری بوده است. درروز و ماه ولادت آن حضرت نیز نقل های مختلفی یاد شده است؛
الف) سوم صفر ۵۷ هجری.
ب) پنجم صفر ۵۷ هجری.
ج) جمعه اول رجب ۵۷ هجری.
د) دوشنبه یا سه شنبه اول رجب ۵۷ هجری.
بیشتر محققان با ترجیح نظریه نخست، یعنی سوم صفر، آن را پذیرفتهاند. این نقل، با روایاتی که نشان می دهد امام باقر (ع) به هنگام شهادت جد خویشحسین بن علی (ع) در سرزمین طف حضور داشته و سه سال از عمرش می گذشته است هماهنگیدارد.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 18 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: امام حسین(ع) پس از اطمینان از عدم حمله دشمن در عصر روز نهم محرم و در شب عاشورا، فرصتی یافت تا با یاران خود به گفتگو پرداخته، امور سپاه را تنظیم، به عبادت و تهجد پرداخته و برای روز بعد خود را از هر جهت آماده کند.
خطبه امام حسین(ع) و اتمام حجت با یاران
یکی از وقایع شب عاشورا خطبه امام حسین(ع) است. امام حسین(ع) در شامگاه روز تاسوعا، یاران را در خیمه ای بزرگ گرد آورد و برای آنان خطبه ای خواند و در بخشی از آن فرمود: "... من یارانی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود سراغ ندارم و خویشاوندانی نیکوکارتر و به حقیقت نزدیکتر از خویشاوندان خود نمی شناسم، خدا شما را از جهت من، پاداش نیک عطا فرماید.
یاران من! بدانید یک امشب، بیشتر در این جهان به سر نخواهیم کرد و فردا از این مردم، جان به سلامت نخواهیم برد. من به شما اجازه می دهم که همگی از این سرزمین بیرون روید ، من بیعت خود را از شما برداشتم و اینک تاریک است و شما می توانید با کمال آسودگی خود را از چنگال دشمن برهانید."



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان
(تعداد کل صفحات:11)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ 10 ]   [ > ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.